حسودی ام می شود به سر انگشتان خودم

عجیب است؟! عجیب نیست وقتی می توانند مرا راضی کنند

سال هاست نرده های مزرعه مان چشم به راه طعم نوازش این انگشتان مرا می کشانند سر قرار

آن ها مشغول بازی اند و من خیره به یک طرفم!

به تبسم آن ها راضی ام ....

********************************************


صدای بوق ممتد می آید وقتش است کلمات تنهایی ام به تکلم درآیید:

منم، غریب همیشگی ..مزاحم دیگر کیست!

*******************************************


بیا قسمت کنیم تمام خانه های چهار اتاق خوابی برای تو...

چهارگوش های پیراهن تو برای من

******************************************


مستم از گشت زدن های همیشگی خاطراتمان، سخت نگیر زهر ماری این خماری می ارزد!


فروزان