به نام حق.....

وقتی نظرات فعال نیس یعنی نظری نمی خوام ری اکشن ندید پلیییییییییییییییز

ساختنی های من شکسته...نه این ساختنی ها را باید شکست...گاهی باید با دستان خودت بشکنی.

این ساختنی ها زیر دست و پای خودت می رود زیر دست و پای خودم ....آن ها نمی شکنند من می شکنم با هر بار نگاه به عقب به کلام به حرف به عشق به ..

شده بگی کاااااااااااااااش خواب بود. خواب می بینی یا بیداری؟   این قدر درد داره که حسش می کنی با تموم وجودت

اون زمون که به توپ شوت می زدم آروم می شدم بدون هیچ دردی به زندگی فکر نمی کردم بی خیال آزاد رها از همه عالم و آدم فقط خودم بودمو خودش.            یه توپ....

برف های من....دوست داشتنی های من ... منظره بکر من زشت شده..این منظره رو نمی خوام.

همش خراب کردن یادگرفتی... بکشی خراب می کشی؟ بزنی خراب می زنی؟ بسازی خراب می سازی؟  آره

این نامردی نیست..این مردونگی...............................مرد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

قلب چیز خوبی ست..که  ...............مانده ام عجیب!  ناراحتم..  شکسته خمیده  زیر این همه توهم

کلمات کوتاه قد من مرا آرام می کند مرا می تکاند از تو ... از خوبی ها از زیبایی ها..باید حقایق را پذیرفت

و چ بد...................................................... خراب حالی ست این حال بد..

تیکه تیکه های خودم رو از زیر دست و پای مردم باید جمع کنم امروز زیاد کار دارم مرد......................

اوووووووووووووووووه صدای شکستن کلماتم رو می شنوی من طاقت ندارم مردش نیستم ..........

یادمه توئون هرچی و باید  پس داد. من توئون این دوست داشتن و پس می دم...

 کمی ضعیف شدم.  فقط کمی....کمی  رو تو می دونی و تو ترجمه کن به زبان خودت...من از ترجمه چیزی نمی فهمم

شاید شوخی کردی شاید خواستی به احمق بودن ها بخندی.......

اما من نه شوخی کردم نه خندیدم چشم خسته ام بسته شده و قلب خسته ام ایستاده...جوان مردی افسانه ایست دروغ

چیزهایی هست که تو میدانی و من..............فکر می کنی نمی دانم اما.......من می دانم..  دانسته ام و چ بد....

مگر نمی گویند خانه هایتان را روی آب نسازید..هااااااااااااااااااااااان مگر نمی گویند.... می گویند؟

آه.......................... شکسته نباشید